- تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 18:15
رضوانه بهم گفت ازم دلخوری...فک کنم اون کسی که باید دلخور باشه منم نه تو..من این رابطه ای که بینمونه رو انتخاب نکردم...من این دوری و سردی رو انتخاب نکردم..این تو بودی که دوباره هم با وجود من رفتی سراغه یه نفره دیگه...بعد از قضیه ی مبینا اومده بودم که بمونم ولی خودت نخواستی این تو بودی که رفتی سراغ ند...
منت کشی.... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:24
از دیشب منتظرم جواب پستم رو بدی... حداقل می خواستم بفهمی که مسئله ندا نیس من شبیه مبینا یا حانیه نیستم تو آزادی تو دوستیهای من هیچ کس پابند هیچ کس نیس مریم من فقط یه چیز می خواستم یه دوستی بدون ناراح
ستی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:24
سلام ستی گفت بهت بگم کار واجب باهات داره یا آدرس بهش بده یا برو اون وب تولد
زده به سرم امشب - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:24
خیلی وقته اینجا ننوشتم... دلم تنگ شده بود واسه اینجا... اینجا تنها جاییه که منو و تو حداقل در حد دو سه تا نظر حرف می زنیم نمی دونم یه دفعه چی شد ... دور شدیم از هم... می دونم نه تو راضی ای نه من ولی
یکم دردودل - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:24
این وبلاگم مثه رابطه ی منو و تو روز یه روز دورتر و سردتر و کهنه تر میشه گلایه نمی کنم شکایتی ندارم عادت کردم به اینکه یه چندماهی با منی بعد با یکی دیگه خیلی تلاش می کنی راضی نگهم داری ولی مشکل از توقع
به حودم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:24
اومدم یه گله ازت بکنم مگه قرار نبود ما مشکلاتمون رو خودمون حل کنیم و پای کسه دیگه ای وسط نیاد؟ وقتی ازم ناراحتی چرا به خودم نمیگی؟ تو می دونی من چه قدر بدم میاد ازاینکه پشت سرم حرف بزنن مشکلی هست ازم
نمی دونم اسمشو چی بزارم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:24
روز به روز دور و دورتر انگار عادت شده برامون یه مدت باهمیم زندگی می کنیم شادی می کنیم غصه می خوریم گریه می کنیم بعد یه طوفان میشه یه طوفان سهمگین وحشتناک با صدای فجیع اونوقت از دوستیمون جز سلام و خد
دلم پره ازت - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:24
دوستی ما رو ببین به کجا رسید... دلم اونقدر ازت پره که دیگه حتی نمی خوام چشمم به چشمات بیفته ولی از همشون گذشتم از ناراحتیام گذشتم از بی محلی هات گذشتم از همه چی گذشتم به زینب گفتم یادم بده نسبت بهش بی
ادامه - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 20:53
خدا تو شکر کن که عاشق کسی شدی که وجود خارجی نداره باهاش زندگی کردی و کلی خاطره باهاش ساختی باور کن وقتی عاشق یکی بشی که داری می بینیش و بهت بی توجهی می کنه خیلی دردآوره روزی صدبار دعا می کنی که نباشه حداقل میگی نیس ساخته ی ذهنه ولی وقتی هست وقتی می
سر چیه؟ - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
میشه الان دقیقا بگی علت ناراحتیه شما از من چیه؟به خاطر حرفایی که درباره ی مینا و تو زدم؟ من که عذرخواهی کردم اگه این نیس ناراحتیت سرچیه که به خاطرش یه نفر تو دوستیه ما دخالت می کنه؟ یه نفر که هیچی نمی دونه و بیخودی وارد دوستیه ما میشه؟ بعدش تو هم آدرس وبتو بهش میدی تا حرف بزنی؟ مریم ناراحتیت سر چیه ...
رابطه - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
یادمه تو نظرات نوشته بودی نه مینا و نه هیچ کسی دیگه ای نمی تونه رابطه مونو خراب کنه ولی مثه اینکه اشتباه می کردی الان رابطه مون داره خراب میشه خودت حس نمی کنی؟ احساس نمی کنی بیش از حد باهم سردیم مریم تو به چی میگی خرابی رابطه؟ من از کنارت رد میشم بدون اینکه بفهمم چته و تو هم از کنار من رد میشی بدون ...
عذر میخوام - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
سلاممریم ببخشید اگه امروز فضولی کردم نگرانت بودم خب ستایش کلا مسئول رسوندن گزارشه رسیدم مدرسه گفت بیا برو ببین مریم چشه از صبح یه جوریه ناراحته اگه کنه شدم فقط واسه این بود که بدونی تنها نیستی نمی خوام قولتو بشکنی نمی خوام به من بگی ولی مریم لطفا با یه نفر حرف بزن لطفا نریز تو خودت خواهش کلا داارم م...
حالم خرابه - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
سلاماومدم یکم اینجا خالی بشم اینجا از هرجایی بهتر بود اومدم یکم حرف بزنم مریم حالم بده خیلی هم بده نمی دونم چرا امسال اینجوری شدم هرچی میخونم بدتر میشه خجالت می کشم دیگه تو چشای پدر مادرم نگاه کنم به منم میگن دانش آموز نمونه محبی؟ مریم حالم داره از خودم و درس خوندنم بهم میخوره برای رسیدن به اینجا خی...
امروز - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
سلامدلم ازت پر بود گفتم بیام اینجا خالی کنم تا حالا خیلی بهت گفتم که من نفس قبلی رو میخوام ولی تو هیچ وقت نفهمیدی چی ازت میخوام هیچ وقت از خودت پرسیدی که نفس قبلی چی داشت که من همش اونو می خواستم؟ نفس قبلی آدمی بود که وقتی باهاش حرف میزدم آروم میشدم وقتی باهام حرف میزد آروم میشد وقتی دستشو می گرفتم ...
متاسفم - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
هنوزم باورم نمیشه که تو همونی که به خواهرت می خندیدیمی گفتی که نمی خوام من مثه خواهرم باشم می گفتی میخوام مامانم رو شاد نگه دارم.... خیلی ناراحتی کشیده... حالا چی شد؟ دلت لغزید که... تو که از خواهرتم بدتری که...! هنوزم نمی تونم باور کنم که تو به یه پسر دل بسته باشی اونم فقط تو اینترنت کاش همون روزی ...
چاکرتم - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
درضمن این قضیه اش با هفتم فرق می کنهاونجا اشتباه کردم تنهات گذاشتم اما اینجا..... تنهات نمیذارم فقط از من هیچ صدایی در این باره نمیشنوی خواستی حرف بزنی بیا میشم مجسمه تو حرف بزن گریه کن مخلصتم ولی حرف نمی زنم اگه گریه کنی که تو بغلمی و نمیذارم کسی ببینه و منم باهات اشک میریزم اگرم که حرف بزنی فقط گو...
هه! - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
هه!اینم از دوستیه ما مثلا تازه شروع شده بود هنو شروع نشده تموم شد عاشق خودمم و دوست نگه داشتنم خوبه دارم عادت می کنم خوبه که الان خوشحالی با وجوده مبینا بایدم شاد باشی یکی هست که بفهمتت فقط نمی دونم چرا بهم دورغ گفتی تو که می دونستی از دروغ متنفرم ممنون مریم تو هم دقیقا کارایه دوستایه قبلیم رو کردی ...
وب - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
سلام یه سه ماهی میشه که قهریم قهر که نه ارتباطی نداریم و حرف نمی زنیم رضوانه گفت گفتی که من قهر نکردم لابد منم که جواب سلام ندادم به هرحال مهم نیست دیگه هیچ حسی بهت ندارم حتی یه ذره تنها یه چیز هست که آزارم میده اونم گشتنت با مبیناست مریم مگه همونی نبودی که می گفتی من و اون دنیامون یا هم فرق میکنه؟ ...
بعد مدت ها - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:26
سلاماز شانسمون امسال با هم همکلاسی هستیم دیدن ناراحتیات عذاب آوره از اون مریم شاد خیلی فاصله گرفتی شاید مقصر منم مثه همیشه همه چیز رو درباره ی تو و مبینا و فرهام و... می دونم من از ستایش خواستم که بهم بگه نمیدونم فردا قراره چی بشه نمی دونم فردا قراره چه جوابی به ستایش بدی ولی می دونم که اینجا بودنم ...